درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : علی نصرتی
نویسندگان
نظرسنجی
عایا مطالب این وبلاگ مورد پسند شما بود؟؟؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شهدا
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 21 دی 1391 :: نویسنده : علی نصرتی

    بیا بزرگ! که ما انتقام می خواهیم    برای کشته ی خود احترام می خواهیم

چه نیزه ها که پر از اشتیاق خون اینجاست    چقدر سر! که پر از آتش جنون اینجاست...






نوع مطلب :
برچسب ها : حسین، امام حسین، کربلا، شهدا، شهید،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 18 دی 1391 :: نویسنده : علی نصرتی
ابویزید طیفور پسر عیسی پسر سروشان بسطامی ملقب به سلطان العارفین به ظاهر در نیمه اول قرن دوم هجری یعنی در سال آخر دوره حکومت نکبت بار امویان در شهر بسطام از ایالت کومش (قومس) در محله موبدان(زرتشتیان) در خاندانی زاهد و متقی و مسلمان چشم به جهان صورت گشود.

فصیح احمد خوافی تولد او را در سال 131 هجری ثبت کرده و نوشته است که جد او سروشان والی ولایت قومس بوده است.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : بسطام، بایزید، بایزید بسطامی، بسطامی، شهید، شهدا،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 6 آذر 1391 :: نویسنده : علی نصرتی

مٰا رأیتُ الّا جَمیلا...

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها : شهدا، شهید،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 28 آبان 1391 :: نویسنده : علی نصرتی

نمی‌دانم تو را در ابر دیدم یا کجا دیدم

به هر جایی که رو کردم فقط روی تو را دیدم

تو را در مثنوی، در نی، تو را در‌ های و هو، در هی

تو را در بند بند ناله‌های بی‌صدا دیدم

تو مانند ترنم، مثل گل، عین غزل بودی

تو را شکل توسل، مثل ندبه، چون دعا دیدم

دوباره لیلة القدر آمد و شوریدگی ‌هایم

تب شعر و غزل گل کرد و شور نینوا دیدم

شب موییدن شب آمد و موییدن شاعر

شکستم در خودم از بس که بارانِ بلا دیدم

صدایت کردم و آیینه‌ها تابید در چشمم

نگاهم را به دالان بهشتی تازه وا دیدم

نگاهم کردی و باران یک ریز غزل آمد

نگاهت کردم و رنگین کمانی از خدا دیدم

تو را در شمع‌ها، قندیل‌ها، در عود، در اسپند

دلم را پَر زنان در حلقۀ پروانه‌ها دیدم

تو را پیچیده در خون، در حریر ظهر عاشورا

تو را در واژه‌های سبز رنگ ربنا دیدم

تو را در آبشار وحی جبرائیل و میکائیل

تو را یک ظهر زخمی در زمین کربلا دیدم

تو را دیدم که می‌چرخید گردت خانۀ کعبه

خدا را در حرم گم کرده بودم، در شما دیدم

شبیه سایۀ تو کعبه دنبالت به راه افتاد

تو حج بودی، تو را هم مروه دیدم، هم صفا دیدم

شب تنهای عاشورا و اشباحی که گم گشتند

تو را در آن شب تاریک، «مصباح الهدی» دیدم

 

 







نوع مطلب :
برچسب ها : حسین، امام حسین، قتلگه، قتلگاه، عاشورا، شهدا، شهید،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 25 آبان 1391 :: نویسنده : علی نصرتی

السلام علیک یا ابا عبدالله...

 





نوع مطلب :
برچسب ها : محرم، امام حسین، عاشورا، شهدا، شهید،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 آبان 1391 :: نویسنده : علی نصرتی

خطیب بغدادی از ابو هریره چنین نقل كرده كه گفت: هر كس روز 18 ذی الحجه را روزه بگیرد برای او ثواب روزه 60ماه نوشته می شود و آن روز روز غدیرخم است،آن هنگام كه پیامبر دست علی ابن ابیطالب را گرفتند و فرمودند:آیا من ولی مومنین نیستم؟

مردم گفتند:بلی ای رسول خدا
پیامبر فرمودند:من كنت مولاه فعلی مولاه
پس عمربن الخطاب گفت: مبارك باشد برتو ای پسرابیطالب مولای من ومولای هرمسلمانی شدی.
پس خداوند نازل فرمود: الیوم اكملت لكم دینكم
امروز دینتان را برایتان كامل كردم...
 




نوع مطلب :
برچسب ها : غدیر، شهدا، شهید،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 27 مهر 1391 :: نویسنده : علی نصرتی

امشب به جنون کشیده میلم برگرد

ای جاری ندبه در کمیلم برگرد

بی تو شب تاریک مرا نوری نیست

برگرد ستاره ی سهیلم برگرد . . .

 





نوع مطلب :
برچسب ها : امام زمان، حضرت مهدی، شهدا، شهید،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 27 مهر 1391 :: نویسنده : علی نصرتی
امام جواد علیه السلام : هرکه خود را به وسیله خداوند بی نیاز بداند ، مردم محتاج او خواهند شد و هرکه تقوای الهی پیشه کند
خواه ناخواه ، مورد محبت مردم قرار می گیردگر چه مردم خودشان اهل تقوا نباشند.





نوع مطلب :
برچسب ها : جواد الائمه، امام جواد، جواد، شهدا، شهید،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 13 مهر 1391 :: نویسنده : علی نصرتی


پروانه ای به دیدن دیوانه می رود ، دیوانه نیست از همه عشاق سر - تر است



مرغی دوباره توی قفس زجر می کشد ، مرغی که در توهم دریا شناور است


می سوزد از درون خودش رو به ماهتاب ، مرفین هم جواب دلش را نمی دهد


از بس که میله بر سر او بوسه می دهد ، افتاده است روی زمین دور آخر است


 
بازی تمام نیست دوباره بلند شو ،..سردار جبهه نیست مگر روی سنگ فرش ...!


داری دوباره هم قدم صبح می شوی ، درس بهار را نفست خوب از براست


 

مثل پرنده نه ...تو پری نه ....فرشته ...نه ، حلاج را دوباره سر دار می بری



از فکه و شلمچه و چزابه ....


                              چشمهایت :



                                         گل می دهد ولی چه گلی ..........



                                                                            زرد و پرپر است



اعصاب خُرد و خط خطی ات را به من بده ، شعر مرا به خط مقدم روانه کن ...



درسینه ات تراکم خردل غریبه است ، بیرون بریز درد دلت را  معطر است


سقای کربلای یکی یا 2 و 3  ای ...لب تشنه ای هنوز  ولی غنچه داده ای


در آتش و عطش که تبسم نمی کنند.....! یک بوسه از کبودی لبهات نوبر است



بابا ببخش بچه ی تو  ناخلف شده ، مثل تو پاک نیست ...به کلی عوض شده


بابا ببخش عرضه ندارد شبیه تو ...هرچند در مرام به ظاهر قلندر است



مادر دوباره زخم تو را درد می کشد ، پروانه وار بر سر بالینت آمده ...


هی اشک پشت اشک دعاهای بی ثمر ...در انتظار معجزه از نوع دیگر است



تا انتهای کوچه ی چشمت دویده ...نه ؟! پرواز را درون نگاه تو دیده ...نه ..؟!


شاید به تو اجازه ی پرواز داده اند ...؟درچشم هات لرزش بال کبوتر است


جیغی بلند تا ملکوت خدا رسید ...آژیرهای ممتد یک آمبولانسِ دیر...


دیگر پدر نبود و فقط عکسهای او...می خواند : چهره چهره ی مرغی سبک پر است...





نوع مطلب :
برچسب ها : جانبازان اعصاب، جانبازان مظلوم اعصاب و روان، شهدا، شهید،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 12 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic