تبلیغات
شهدا - به مجمع رفتن محمود...!!!
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : علی نصرتی
نویسندگان
نظرسنجی
عایا مطالب این وبلاگ مورد پسند شما بود؟؟؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شهدا
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 18 مرداد 1392 :: نویسنده : علی نصرتی

کوتاه از به مجمع رفتن محمود-طنز و کاریکاتور:
جلسه اول
آیت ا... هاشمی: بحمدا... در این انتخابات شاهد حضور پرشور ملت بودیم. همه دست به دست هم دادند تا جریان اعتدال به پیروزی برسد.
احمدی نژاد از صندلی بلند می‌شود، فنجان شیشه‌ای را به زمین می‌کوبد و به حالت قهر جلسه را ترک می‌کند.
هاشمی: ایشان مشکل خاصی داشتند؟
یکی از اعضا: نه ... چیزی نیست. بنده خدا توی وضعیتی هست که نیاز به توجه بیشتر داره!
جلسه دوم
یکی از اعضای مجمع در حال قرائت گزارش:
- بدهی دولت به بانک مرکزی در سال گذشته ...
احمدی‌نژاد سعی می‌کند با خوردن چای آلودگی صوتی ایجاد کند فلذا چای را هورت هورت کشان بالا می‌کشد و زیرچشمی به جمع نگاه می‌کند. نگاه همه اعضا به سمت او بر می‌گردد. احمدی‌نژاد با لبخند فاتحانه‌ای فنجان را می‌گذارد روی میز.
- بله عرض می‌کردم... بدهی دولت به بانک مرکزی در سال گذشته در حدودِ ...
احمدی‌نژاد از جیبش بادکنک در می‌آورد، باد می‌کند و زیر میز می‌ترکاند. در اثر این حادثه چهار عضو مجمع در دم  و در بازدم با مشکل جدی مواجه می‌شود و قس علی هذا!
- اگه آقای احمدی‌نژاد اجازه بدهند بنده ادامه گزارش رو قرائت کنم.
احمدی‌نژاد: بنده خواستم جلسه از این خشکی دربیاد. شما بفرمایید ادامه بدهید.
- بدهی دولت به بانک مرکزی ...
رئیس دولت دهم در موبایلش آهنگیplay می‌کند و گوشی را می‌گذارد روی میز و همراه با ریتم آن سر تکان می‌دهد: چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم ... ای طرفه نگارم
ختم جلسه اعلام می‌شود.
جلسه سوم
هاشمی: امروز آقای احمدی‌نژاد حضور ندارند، کسی خبری از ایشان ندارد؟
یکی از اعضا: تا دقایقی پیش حضور داشتند، حوصله‌شان سر رفت، رفته‌اند هلی‌کابل بازی.
هاشمی: هلی‌کابل بازی همان پیتزاست که جوانان می‌خورند؟
- نخیر. یک نوع بازی‌است که رئیس جمهور سوار هلی‌کوپتر می‌شود و به خلبان دستور می‌دهد تا هلی‌کوپتر را به کابل‌های فشار قوی گیر بدهد، سپس سرنشینان سعی می‌کنند تعادل خود را داخل اتاقک حفظ کرده و به زمین سقوط نکنند!
آیت ا... هاشمی با تاسف از پنجره بزرگ مجمع به بیرون نگاه می‌کند که هلی کوپتر احمدی‌نژاد به کابل گیر کرده و او هم دارد از داخل هلی کوپتر برای اعضا دست تکان می‌دهد. رئیس مجمع سرش را رو به آسمان می‌کند و می‌گوید: خدایا من چه گناهی به درگاهت کردم؟ این چرا تموم نمیشه آخه!؟

 

جلسه چهارم
احمدی نژاد وارد جلسه می‌شود. یک صندلی خالی پیدا می‌کند و می‌خواهد بنشیند که محسن رضایی دبیر مجمع می‌گوید: اینجا  جای آقای ناطقه. به ناچار می‌آید روی آخرین صندلی خالی مجمع بنشیند که لاریجانی می‌گوید: اینجا جای رحمانی فضلیه. احمدی‌نژاد می‌گوید: رحمانی فضلی که عضو مجمع نیست! لاریجانی می گوید: ربطی نداره. من همیشه فرض می‌کنم رحمانی فضلی پیشمه.
احمدی‌نژاد: دیگه صندلی نداریم، جون علی بذاربشینم.
لاریجانی: به جان دکتر نمیشه. تو مرکز تحقیقات استراتژیک صندلی هست، برو از اونجا بیار.
احمدی نژاد برای آوردن صندلی به اتاق تحقیقات استراتژیک می‌رود، همینطور که در خیال خودش مشغول انتخاب صندلی است اعضای مجمع می‌آیند در را قفل می‌کنند و می‌روند تا با خیال راحت جلسه مجمع را برگزارکنند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : شهدا، مازح، مصطفی مازح، MAZEH، MAHDI، هاشمی، مجمع،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 مرداد 1392 06:14 ب.ظ
سلام، ابزار ختم گروهی قرآن کریم برای وبلاگ شما،
شما هم با قراردن اسکریپت ختم قرآن در وبلاگ در این ثواب شریک بشید.
لینک اسکریپت: http://tathira.com/khatmquran.aspx
یا علی
جمعه 18 مرداد 1392 11:48 ق.ظ
سلام
حالم بهم خورد با این مطلب مزخرفت
احمدی نژاد که هیچ کاری نکرد بعد تحویل دادن ریاست جمهوری اومد تو همون خونه قدیمی .....
اما جناب آخای هاشمی پول مردم رو داره میخوره و دم پس نمی ده
پووووول ملت رو داره میخوره
ای بابا کجا رو داری میبینی...
یا حق....
علی نصرتی
من یادمه تومدرسه هم همچین حال مناسبی نداشتی....!!!
آره یکی احمدینژاد کاری نکرد یکی ... بوووووق
منم با خانواده ام پول ملت رو بخورم سفر خانوادگی برم نیویورک معلومه بعدش برا ظاهرسازی میرم همون خونه قدیمی بقول شما!!!
اگه منظورت آیت ا.. هاشمی هست باید بگم اول یکم اطلاعات جمع کن بعد حرف بزن بینش سیاسی نداری چرا تهمت میزنی به آدم به این بزرگی و بزرگواری!
از تو بعید بود با این سن و سال اینقدر کم تجربه باشی.................
یا علی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب